الشيخ أبو الفتوح الرازي
16
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
خلاف كردند در آن كه اين خطاب با كيست . عبد اللَّه عبّاس گفت : خطاب با اولياى مقتول است ، و « ذلك » اشارت است به احياء كشته ، و بر قول ديگر مفسّران خطاب است با جمله بنى اسرايل ، و « ذلك » اشارت است به جمله آيات متقدّم از فلق ( 1 ) دريا و غرق آل فرعون و نجات بنى اسرايل و جز آن آنگه تشبيه كرد دلهاى ايشان را به سختى به سنگ . « فهى » ، كنايت راجع است با قلوب ، و « هى » ضمير مرفوع منفصل باشد به ابتدا ، و « كاف » تشبيه در جاى خبر او بود [ 102 - ر ] ، و تقدير ( 2 ) : فهى مثل الحجارة فى القسوة . آنگه ترجيح داد دلهاى ايشان را در باب سختى بر سنگ ، گفت : * ( أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ) * ، نصب « قسوة » بر تميز بود . اگر گويند : « او » كه در خبر شود به معنى شكّ بود ، و شكّ بر خداى روا نيست ، گوييم : از اين سؤال چند جواب برفت في قوله تعالى : أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ ( 3 ) . . . ، و آن جوابها جمله صالح است اين جا كه جواب اين سؤال باشد . و جوابى ديگر اين جا آن است كه : « او » اين جا به معنى « بل » است ، و بل اضراب را باشد ، چنان كه در دگر آيت گفت : وَأَرْسَلْناه إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ( 4 ) ، و المعنى بل يزيدون ، چنان كه شاعر گفت : بدت مثل قرن الشّمس في رونق الضّحى و صورتها او انت في العين املح و معنى « او » ، بل است اين جا . وجهى دگر اين جا آن است كه : « او » به معنى « واو » است ، چنان كه گفت : وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً ( 5 ) ، معنى آن است : و كفورا ، و چنان كه شاعر گفت : و قد زعمت ليلى بأني فاجر لنفسي تقاها أو عليها فجورها و معنى آن است كه : و عليها فجورها . و وجهى دگر آن است در آيت كه : « او » براى ابهام بر مخاطب گفت ، چنان كه عرب گويند : اكلت اليوم تمرة او بسرة ، امروز خرماى يا بسرى خوردم ، و غرض
--> ( 1 ) . وز : مفلق . ( 2 ) . مب آن است ، ديگر نسخه بدلها اين است . ( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 19 . ( 4 ) . سورهء صافّات ( 37 ) آيهء 147 . ( 5 ) . سورهء دهر ( 76 ) آيهء 24 .